پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟

به عاشقان رخ معشوق را که بنماید؟

ز شمع، شب نشود روز، قدر وقت بدان

طلوع شعشعه ی آفتاب می باید

معاشران به نشاط بهار، خنده زنید

مجال نیست که گل ساغری بپیماید

به دست کوتهم آن طرّهٔ رسا نفتاد

چه شد که پرچم آهم به عرش می ساید

به بانگ بربط و می بادهٔ مغانه بکش

که واعظ نفس افسرده، ژاژ می خاید

رسد چو دور به زاهد، قدح برافشانید

پیاله گر نکشد، دامنی بیالاید

دلم ز غنچه پیکان او شکفت حزین

خوشا دلی که ز فیضش دلی بیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
  3. شمارهٔ ۳۶۸هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
  4. شمارهٔ ۳۶۹لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
  5. شمارهٔ ۳۷۰ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
  6. شمارهٔ ۳۷۱ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
  7. شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
  8. شمارهٔ ۳۷۳گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.