پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید

خدنگ چون سفری شد کمان بیاساید

مجال دیده گشودن درین غبارکجاست؟

مگر که از تک و تاز آسمان بیاساید

چو موج قافلهٔ عمر را درنگی نیست

کسی چگونه درین کاروان بیاساید؟

بساط سبزه وگل را نچیده برچیدند

چگونه بلبل این بوستان بیاساید؟

فغان که در غم عشق، اضطراب دل نگذاشت

خدنگ غمزهٔ نامهربان بیاساید

به گوش، رشک برد دل، حدیثت ار شنوم

برم چو نام خوشت را زبان بیاساید

حزین از آن سگِ کو، تا برید پیوندم

چو نی نشد ز فغان استخوان بیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
  2. شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
  4. شمارهٔ ۳۶۸هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
  5. شمارهٔ ۳۶۹لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
  6. شمارهٔ ۳۷۰ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
  7. شمارهٔ ۳۷۱ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
  8. شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.