پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد

ز جوش سبزه زمین رنگ آسمان گیرد

به طرف باغ بساط زمردی فکنند

ز لاله برهمن خاک، طیلسان گیرد

به دوش نامیه دیبای بهمنی فکنند

ز غنچه تارک شاخ، افسر کیان گیرد

صبا ز جیب سمن بوی پیرهن آرد

نشان نکهت گل، گرد کاروان گیرد

چو آفتاب زند خیمه لاله در هامون

سحاب بر سر کهسار سایبان گیرد

مغنی، از دم گرمت ترانهای خواهم

که آتشم به نیستان استخوان گیرد

کجا رواست درین فصل غم زدا، دل را

غبار کلفت ایام در میان گیرد؟

مگر عنایت ساقی کند سبکدستی

پیاله، کین من از دور آسمان گیرد

سهی قدان چمن جلوه های ناز کنند

نهال رقص به گلبانگ بلبلان گیرد

شود به لخلخه سایی، نسیم نوروزی

مشام عالم افسرده بوی جان گیرد

به من ستیزهٔ چرخ کهن نه رسم نوی ست

که شاهباز فلک، صید ناتوان گیرد

نشاط، غاشیه دار سبک روی ست حزین

که چون نسیم صبا راه گلستان گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد
  2. شمارهٔ ۳۶۰زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد
  3. شمارهٔ ۳۶۱بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
  4. شمارهٔ ۳۶۲از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد
  5. شمارهٔ ۳۶۳کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید
  6. شمارهٔ ۳۶۴اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟
  7. شمارهٔ ۳۶۵صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
  8. شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.