پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد

بد مست تماشاست، به دیوانه درافتد

سخت است تلاش دو زبردست، مبادا

می با نگه یار، حریفانه درافتد

چشمش، به نگاهی ننوازد دل ما را

کی لایق برق است که با دانه درافتد؟

در هر رگ ما مستی منصور کند، خون

گر عکس رخ یار به پیمانه درافتد

گو گردش پیمانه درین بزم ز غیرت

با چرخ تنک ظرف، حریفانه درافتد

حیف است زبردست زند با همه کس دست

آن زلف نبایست که با شانه درافتد

با چشم حزین این سخن از عشق بگویید

کی خواب به دام تو به افسانه درافتد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
  2. شمارهٔ ۳۶۲از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد
  3. شمارهٔ ۳۶۳کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید
  4. شمارهٔ ۳۶۴اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟
  5. شمارهٔ ۳۶۵صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
  6. شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
  8. شمارهٔ ۳۶۸هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.