پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد

پیر مغان مرا به ادب نام می برد

جمشید را نگشته میسر ز جام خویش

کیفیتی، که خون دل آشام می برد

مشت غبار ما ندهد گر فلک به باد

از ما به کوی یار، که پیغام می برد؟

با مهر و ذرّه پرتو فیض ازل یکی ست

هر کس به قدر همّت خود کام می برد

یک قرص بیش در کف چرخ لئیم نیست

گر صبح می نهد به میان، شام می برد

دل را فکنده عشق به میدان امتحان

گوی از میانه، زلف دلارام می برد

تف باد بر دو رنگی دهر دنی حزین

کامی که داده است به ناکام می برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید
  2. شمارهٔ ۳۶۴اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟
  3. شمارهٔ ۳۶۵صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
  4. شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
  6. شمارهٔ ۳۶۸هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
  7. شمارهٔ ۳۶۹لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
  8. شمارهٔ ۳۷۰ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.