پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند

نگاه ناز او مژگان خواب آلوده را ماند

کدامین چشمه نوش است یارب تیغ ناز او؟

به زخمم بخیه، مور شهد ناب آلوده را ماند

گره از بسکه در دل، گریه طوفان نسب دارم

نفس در سینهام سیل شتاب آلوده را ماند

به خون، دل می تپد از سرگرانیهای ناز او

خم ابروی او تیغ عتاب آلوده را ماند

به مخموری لب خشک از زبان شرمگین دارم

خط پیمانه ام چشم حجاب آلوده را ماند

ز ابنای جهان ناید گشاد کار محتاجان

که دست این لئیمان، پای خواب آلوده را ماند

فرو خوردم ز بیم خویش از بس اشک میگون را

دل من اخگر خون کباب آلوده را ماند

کتان طاقتم را پرده داری می کند حسنش

رخش درشام خط، ماه سحاب آلوده را ماند

حزین امروز روشن باد چشم داغ ناسورت

که آن خال از عرق، مشک گلاب آلوده را ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند
  2. شمارهٔ ۳۴۹حریف عیش جهان بی دماغ می ماند
  3. شمارهٔ ۳۵۰رخ تو رونق صبح بهار می شکند
  4. شمارهٔ ۳۵۱شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید
  5. شمارهٔ ۳۵۲دلم که شاهد امّید، در کنار ندید
  6. شمارهٔ ۳۵۳اهل نظر، از آن در یکتا چه دیده اند
  7. شمارهٔ ۳۵۴از دلم برخاست دودی، آسمان آمد پدید
  8. شمارهٔ ۳۵۵جایی که از سپند نگردد فغان بلند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.