پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

کوته نظران زلف سیه کار ندانند

این مرده دلان فیض شب تار ندانند

جانسوز دیاریست محبت، که طبیبان

رسم است که حال دل بیمار ندانند

ما باخته دینان، ادب کفر ندانیم

نو برهمنان بستن زنار ندانند

مغروری حسن است که در جلوه گه او

جانبازی یاران وفادار ندانند

بی پرده تماشایی آن حسن لطیفند

بالغ نظران، پرده پندار ندانند

دارند حریفان هوس خاطر شادی

دل باختگان غیر غم یار ندانند

دستان زن دیرینه ی گلزار، حزین است

این نوسخنان شیوهٔ گفتار ندانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹حریف عیش جهان بی دماغ می ماند
  2. شمارهٔ ۳۵۰رخ تو رونق صبح بهار می شکند
  3. شمارهٔ ۳۵۱شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید
  4. شمارهٔ ۳۵۲دلم که شاهد امّید، در کنار ندید
  5. شمارهٔ ۳۵۳اهل نظر، از آن در یکتا چه دیده اند
  6. شمارهٔ ۳۵۴از دلم برخاست دودی، آسمان آمد پدید
  7. شمارهٔ ۳۵۵جایی که از سپند نگردد فغان بلند
  8. شمارهٔ ۳۵۶در دل غم آن لاله عذار است ببینید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.