پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند

طرفه شوری به دماغ دل ما ریخته اند

به سر کوی تو ای قبلهٔ ارباب نیاز

نقش پیشانی دل تا به سما ریخته اند

صفحهٔ خاطر افلاک ندارد ز انجم

اینقدر داغ که در سینه ما ریخته اند

کام بخشان جهان با کف فیّاض چو ابر

عرق شرم، به دامان گدا ریخته اند

در بیابان محبت عوض ربگ روان

پاره های دل ارباب وفا ربخته اند

راز کونین حزین ، از دل روشن پیداست

طرح این آینه را خوش به صفا ریخته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند
  2. شمارهٔ ۳۴۵درکشوری که مهر و وفا می فروختند
  3. شمارهٔ ۳۴۶شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند
  4. شمارهٔ ۳۴۷کوته نظران زلف سیه کار ندانند
  5. شمارهٔ ۳۴۸خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند
  6. شمارهٔ ۳۴۹حریف عیش جهان بی دماغ می ماند
  7. شمارهٔ ۳۵۰رخ تو رونق صبح بهار می شکند
  8. شمارهٔ ۳۵۱شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.