پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد

بسازد با خود و تنها بسوزد

مرا پرورده عشق خانمان سوز

شرار من دل خارا بسوزد

دم گرمی که من دارم عجب نیست

که در پیمانه ام، صهبا بسوزد

منم موسی، دلم شمع تجلی

ز تاب سینه ام سینا بسوزد

دل گرمی نهان در سینه دارم

که گر آهی زنم دنیا بسوزد

امید این بود کان مه عاشقان را

زگرمیهای مهرافزا بسوزد

ندانستم که آتش پارهٔ من

سپندم را ز استغنا بسوزد

جنون بر آتشم زد طرف دامان

ز داغ لاله ام صحرا بسوزد

حزین آبی حریف آتشم نیست

در آغوش دلم دریا بسوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵روی تو به خورشید فلک نور فروشد
  2. شمارهٔ ۳۳۶در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد
  3. شمارهٔ ۳۳۷نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
  4. شمارهٔ ۳۳۸قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟
  5. شمارهٔ ۳۳۹با تیغ‌بازی مژه‌ات جان که می‌برد؟
  6. شمارهٔ ۳۴۰در صیدگاه ناز تو بسمل به خون تپد
  7. شمارهٔ ۳۴۱دمی که از رخ ساقی خوی حجاب چکد
  8. شمارهٔ ۳۴۲بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.