پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد

در آینه جز پرتو دیدار نگنجد

او گرم عتاب است و مرا غم که مبادا

در حوصله ام این همه آزار نگنجد

فریاد که غمهای تو ز اندازه برون است

ترسم همه در سینه به یکبار نگنجد

از طرز سخن ساز نگاه تو، شنیدم

آن راز که در پردهٔ اظهار نگنجد

زان بیخود و مستیم که هرگز می توحید

در جام دل مردم هشیار نگنجد

ما چون خم می، رند خرابات نشینیم

در مجلس ما زاهد دیندار نگنجد

زاهد تو و فردوس، که سرمست محبّت

جز در صف رندان گنه کار نگنجد

سرمست حزین از می منصوری عشق است

شوریده سرش، جز به سردار نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟
  2. شمارهٔ ۳۳۹با تیغ‌بازی مژه‌ات جان که می‌برد؟
  3. شمارهٔ ۳۴۰در صیدگاه ناز تو بسمل به خون تپد
  4. شمارهٔ ۳۴۱دمی که از رخ ساقی خوی حجاب چکد
  5. شمارهٔ ۳۴۲بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند
  6. شمارهٔ ۳۴۳چو سنبل تو به طرف سمن فرو ریزد
  7. شمارهٔ ۳۴۴مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند
  8. شمارهٔ ۳۴۵درکشوری که مهر و وفا می فروختند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.