پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

خجل در برم، عقل نادان نشیند

چو زاهد که در بزم مستان نشیند

نشیند خیال تو در گوشهٔ دل

چو یوسف که در کنج زندان نشیند

همین بس که در فکر شبهای مجنون

سر زلف لیلی، پریشان نشیند

دل آزردهٔ شام هجر تو چون شمع

به هر جا نشیند، گدازان نشیند

حزین ، آنکه سامان وصل تو را سوخت

به خاکستر شام هجران نشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
  2. شمارهٔ ۳۳۳خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
  3. شمارهٔ ۳۳۴نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد
  4. شمارهٔ ۳۳۵روی تو به خورشید فلک نور فروشد
  5. شمارهٔ ۳۳۶در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد
  6. شمارهٔ ۳۳۷نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
  7. شمارهٔ ۳۳۸قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟
  8. شمارهٔ ۳۳۹با تیغ‌بازی مژه‌ات جان که می‌برد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.