پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

جگر تشنه ام از لعل تو سیراب شود

چه غم است اینکه به کام دل احباب شود

لاف عزلت زدن آن روز تمام است مرا

که خم ابروی او گوشهٔ محراب شود

شمع روشن ننماید شب ظلمانی را

ساقیا می به قدح ربزکه مهتاب شود

غفلت افزود تو را زاهد، از افسانهٔ عشق

نیشتر در دل افسرده، رگ خواب شود

خشکی زهد، ز ما گرد برآورد حزین

دامن خرقه بیفشار که سیلاب شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱بفشه چون ز بناگوش یار برخیزد
  2. شمارهٔ ۳۳۲فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
  3. شمارهٔ ۳۳۳خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
  4. شمارهٔ ۳۳۴نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد
  5. شمارهٔ ۳۳۵روی تو به خورشید فلک نور فروشد
  6. شمارهٔ ۳۳۶در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد
  7. شمارهٔ ۳۳۷نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
  8. شمارهٔ ۳۳۸قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.