پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟

آه دل سوزان اثری داشته باشد؟

خورشید چو دود دل ما، پرده نشین است

این تیره شب آیا سحری داشته باشد؟

ما شکوه، ز بی رحمی صیاد نداریم

کو در قفسی، مشت پری داشته باشد

بر سینهٔ کس دست رد، آسان نگذاری

شاید که گرامی گهری داشته باشد

عیش ابدی با رگ جانی ست که در عشق

پیوند به موی کمری داشته باشد

از خشکی زاهد دلم افسرد، حریفان

وقت است که دامان تری داشته باشد

با آتش ما شعله پرستان محبت

خوش باشد اگر شمع سری داشته باشد

رحم است به آن سوخته اقبال که چون شمع

آهی، به امید اثری داشته باشد

مژگان زبردست تو، بیکار مبادا

ناخن به خراش جگری داشته باشد

نبود گنهی گر ز شراب نگه تو

پیمانهٔ ما هم، قدری داشته باشد

از برق بپرسید سرانجام حزین را

شاید که ز حالش خبری داشته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد
  2. شمارهٔ ۳۱۹ضمیر جمع روشن، بی صفا هرگز نمی باشد
  3. شمارهٔ ۳۲۰نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد
  4. شمارهٔ ۳۲۱فروزان چهره چون شمع آمدی، دلها تسلّی شد
  5. شمارهٔ ۳۲۲ای سیل مرگ، بی تو دل تشنه آب شد
  6. شمارهٔ ۳۲۳سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد
  7. شمارهٔ ۳۲۴از سبزه سبز، پشت لب جویبار شد
  8. شمارهٔ ۳۲۵درکارگاه غیب چو طرح لباس شد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.