پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را

روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت

با صد امیدواری، ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی

گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله

در خون نشسته باشم، چون باد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یارب حلال بادا

صیدی که از کمندت، آزاد رفته باشد

پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا

مجنون گذشته باشد، فرهاد رفته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
  2. شمارهٔ ۳۱۰دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد
  3. شمارهٔ ۳۱۱ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
  4. شمارهٔ ۳۱۲مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
  5. شمارهٔ ۳۱۳گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
  6. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که شیدای تو باشد
  7. شمارهٔ ۳۱۵از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟
  8. شمارهٔ ۳۱۶جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.