پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد

حباب بی‌سر و پا هم هوادار تو می‌باشد

کجا پروای آه دل‌خراش بلبلان داری؟

گل خونین‌جگر هم، خاطر افگار تو می‌باشد

کجا مغروری حسن تو و سودای خام من؟

که یوسف هم متاع روز بازار تو می‌باشد

به این خواری کجا در خلوت آغوش ره یابم؟

که بوی گل پریشان گرد گلزار تو می‌باشد

خراب افتاده مردم در سواد خاک تا خواهی

بلای جان عالم، چشم بیمار تو می‌باشد

دم شمشیر نازت، یارب از ما رو نگرداند

حیات جان، به آب تیغ خونخوار تو می‌باشد

حزین از ناله‌ات این رمز فهمیدم، مپوش از من

وفا، بیگانهٔ یار دل‌آزار تو می‌باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
  2. شمارهٔ ۳۱۳گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
  3. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که شیدای تو باشد
  4. شمارهٔ ۳۱۵از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟
  5. شمارهٔ ۳۱۶جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟
  6. شمارهٔ ۳۱۷دل آزاده، باخدا باشد
  7. شمارهٔ ۳۱۸خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد
  8. شمارهٔ ۳۱۹ضمیر جمع روشن، بی صفا هرگز نمی باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.