پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید

هر جا قدم گذاری، بر پارهٔ دل آید

کو قاصدی که آرد، سویت دگر پیامم

آواز دل به گوشت، از ضعف مشکل آید

از آب دیده شویم، گر باشدش نشانی

در حشر اگر به دستم، دامان قاتل آید

از ناله های شبگیر، دل یافت وصل مقصود

چون باد شرطه خیزد، کشتی به ساحل آید

زین دانه های اشکم، کز سوز دل فشانم

جز داغ های حسرت، دیگر چه حاصل آید؟

ز آیینهٔ سکندر و ز جام جم خلاصم

تا دیده می گشایم، دل در مقابل آید

با حسن بی حد دل چشمی که آشنا شد

خورشید در حسابش، یک فرد باطل آید

دلدار رخ نماید، چشم از جهان چو بستی

لیلی برون ز محمل، در پردهٔ دل آید

جان می کشد کدورت ز آمیزش تن ما

باشد ز خاک وادی، سیلاب چون گل آید

تن را به هر چه دادی، انجام کارت آن است

دیوار افتد آخر هر سو که مایل آید

غافل، به سینه گم شد در عاشقی حزین را

آن دل که بوی داغش در شمع محفل آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
  2. شمارهٔ ۳۰۷ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
  3. شمارهٔ ۳۰۸نالم به اثر گر غم او یار نباشد
  4. شمارهٔ ۳۰۹خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
  5. شمارهٔ ۳۱۰دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد
  6. شمارهٔ ۳۱۱ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
  7. شمارهٔ ۳۱۲مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
  8. شمارهٔ ۳۱۳گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.