پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید

به خودداری من سیل تغافل برنمی‌آید

نه آن مرغ است دل، کآسان گذارد آشیان خود

به افسون از خم آشفته کاکل برنمی‌آید

بود هرچند گوش نغمه‌سنجانِ چمن سنگین

صفیر زاغ با گلبانگ بلبل برنمی‌آید

به صحرا گر نمایی چهره، رو پنهان کند لاله

به گلشن گر گشایی زلف، سنبل برنمی‌آید

نمی‌گردد به مستی آشنا چون پاس مستوری

تغافل‌پیشهٔ من، با تجمّل برنمی‌آید

قد خم دیده‌ام، پر دیده طوفان حوادث را

کند هرقدر طغیان، سیل با پل برنمی‌آید

حزین از خامه‌ات گل کرده سامان سیه‌بختی

ز خجلت بلبل مخمور آمل برنمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
  2. شمارهٔ ۳۰۸نالم به اثر گر غم او یار نباشد
  3. شمارهٔ ۳۰۹خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
  4. شمارهٔ ۳۱۰دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد
  5. شمارهٔ ۳۱۱ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
  6. شمارهٔ ۳۱۲مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
  7. شمارهٔ ۳۱۳گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
  8. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که شیدای تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.