پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

شب زلف تو در خیالم آمد

از بخت خود انفعالم آمد

بی رحم تر است غمزه، امروز

گویا رحمش به حالم آمد

یاد قد اوست قسمت من

شادم که، الف به فالم آمد

از حرمت خون دل شناسی

پیمانه کشی، حلالم آمد

آبی ای زخم تشنه بردار

اشک دریا نوالم آمد

گفتی نظر از جهان فروبند

کاینک رخ بی مثالم آمد

از هر مژه، زین اشارت، انگشت

بر دیده امتثالم آمد

خورشید رخ تو شد مقابل

جانی به تن هلالم آمد

چون آینه وصل بی حجابی

از حیرت آن جمالم آمد

افسرده دمان، حذر که چون شمع

حرفی به زبان لالم آمد

از دیده و دل کناره گیرید

وحشی نگهان، غزالم آمد

عشرتکده عدم، کجایی؟

از هستی خود ملالم آمد

اوراق دل حزین گشودم

عشق تو به وصف حالم آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
  3. شمارهٔ ۳۰۲کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
  4. شمارهٔ ۳۰۳نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
  5. شمارهٔ ۳۰۴از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید
  6. شمارهٔ ۳۰۵غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید
  7. شمارهٔ ۳۰۶تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
  8. شمارهٔ ۳۰۷ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.