پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد

این سپندی ست کزو شعله به فریاد آمد

تهمت آلودهٔ عیشیم، که گلشن زادیم

پر و بالی نگشودیم که صیاد آمد

طفل خامیم و ستمکاری ایام ،به ما

ادب آموزتر از سیلی استاد آمد

خواستم عقد طرب با می گلگون بندم

با دلم الفت دیرینهٔ غم یاد آمد

غم بود قسمت دل های فراغت طلبان

هر که شد بندهٔ عشقت، ز غم آزاد آمد

درگه پیر مغان خاک مراد است حزین

هر که غمگین به در میکده شد شاد آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
  2. شمارهٔ ۳۰۴از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید
  3. شمارهٔ ۳۰۵غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید
  4. شمارهٔ ۳۰۶تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
  5. شمارهٔ ۳۰۷ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
  6. شمارهٔ ۳۰۸نالم به اثر گر غم او یار نباشد
  7. شمارهٔ ۳۰۹خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
  8. شمارهٔ ۳۱۰دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.