پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید

چو مستان از دهان خامه ام بوی شراب آید

دلی دارم که رنگ از پرتو مهتاب می بازد

چه خواهم کرد، اگر آن آتشین رو بی نقاب آید

حجاب عشق می بندد نظر، مجنون مسکین را

اگر لیلی، برون از پردهٔ شرم و حجاب آید

نمی گردد دل سرگشته ظرف کبریای تو

شکوه بحر،کی در خلوت تنگ حباب آید؟

ز شوخی لیلی ناز آفرین را می کند مجنون

اگر طرز نگاهت، چشم آهو را به خواب آید

ز جیبم صد بیابان خار خار بی خودی جوشد

به خوابم گر شبی آن شاخ گل مست و خراب آید

سمند ناز را یک لحظه ننمایی عنان داری

تو را گر موج خون بی گناهان تا رکاب آید

سیاهی می برد از نامه های ما گنهکاران

نمی آید ز دریا آنچه از چشم پرآب آید

درون لبریز داغ عشق آتش پاره ای دارم

حزین از دل اگر آهی کشم بوی کباب آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸شب زلف تو در خیالم آمد
  2. شمارهٔ ۲۹۹یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
  3. شمارهٔ ۳۰۰شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
  5. شمارهٔ ۳۰۲کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
  6. شمارهٔ ۳۰۳نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
  7. شمارهٔ ۳۰۴از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید
  8. شمارهٔ ۳۰۵غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.