پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

طرب ای دل که یار می آید

گل عشرت به بار می آید

چو گل آشفته کن گریبان را

که نسیم بهار می آید

هیچ دانسته ای که بیکاری

چقدرها به کار می آید؟

هر کجا ذلّتی ست در عالم

بر سر اعتبار می آید

عشق، معراج سربلندی هاست

سر عاشق به دار می آید

گل عزت بود، عزیزش دار

به نظر هر چه خوار می آید

وصل جانانت آرزوست حزین

برو از خود که یار می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید
  2. شمارهٔ ۲۹۵از مزرع آمال چه امّید برآید
  3. شمارهٔ ۲۹۶به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
  4. شمارهٔ ۲۹۷سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
  5. شمارهٔ ۲۹۸شب زلف تو در خیالم آمد
  6. شمارهٔ ۲۹۹یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
  7. شمارهٔ ۳۰۰شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.