پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید

سمن را جان برافشانم، کز او بوی تو می‌آید

زبان نکته‌سنجان در دهان انگشت حیرت شد

تکلّم الحق از چشم سخنگوی تو می‌آید

اگر خواهی که باز آید دل، ای آرام جان بازآ

علاج وحشت از رم خورده آهوی تو می‌آید

گشاد تیره‌بختان از خم زلف تو می‌خیزد

شب ما روز کردن، از بر روی تو می‌آید

حزین، دیر و حرم را مست دارد ذکر توحیدت

به هرجا گوش دادم، بانگ یاهوی تو می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵از مزرع آمال چه امّید برآید
  2. شمارهٔ ۲۹۶به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
  3. شمارهٔ ۲۹۷سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
  4. شمارهٔ ۲۹۸شب زلف تو در خیالم آمد
  5. شمارهٔ ۲۹۹یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
  6. شمارهٔ ۳۰۰شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
  8. شمارهٔ ۳۰۲کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.