پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید

ناله بر لب، پی فریادرسی می‌آید

آتشم گر زده‌ای، شمع‌صفت خندانم

شکر جور تو کنم، تا نفسی می‌آید

محمل ناز که در سینهٔ ما صحرایی‌ست؟

کز دل چاک صدای جرسی می‌آید

تهمت‌آلود، شود دامنش از غیرت عشق

هرکجا حسن، به دام هوسی می‌آید

سینهٔ چاک چه سازد به شکوه دل ما

فرّ سیمرغ کجا در قفسی می‌آید؟

خستگی مانع بیداد ستمکاران نیست

فتنه ز آن نرگس بیمار بسی می‌آید

تازه کردی روش حافظ شیراز، حزین

که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  2. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید
  4. شمارهٔ ۲۹۳صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۹۴سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۹۵از مزرع آمال چه امّید برآید
  7. شمارهٔ ۲۹۶به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
  8. شمارهٔ ۲۹۷سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.