پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

چون نخل تو از ناز گرانبار برآید

شمشاد ز جا، سرو ز رفتار برآید

دل می رود از سینه و پیکان تو باقی ست

رحم است بر آن یار که از یار برآید

شرمندهٔ عشقیم که بی چاره و تدبیر

آسان کند آن کار که دشوار برآید

از ناخن عشقم رگ جان زمزمه ساز است

بی زخمه صدا کی شود، از تار برآید؟

بگذار حزین از کف خود بادهٔ پندار

تا ساغرت از میکده سرشار برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  2. شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید
  3. شمارهٔ ۲۹۳صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۹۴سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۹۵از مزرع آمال چه امّید برآید
  6. شمارهٔ ۲۹۶به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
  7. شمارهٔ ۲۹۷سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
  8. شمارهٔ ۲۹۸شب زلف تو در خیالم آمد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.