پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ

رخسار به خون خوردن بسیار شود سرخ

حرف حق منصور به من سبز شد امروز

وقت است ز خونم علم دار شود سرخ

گردون نکند چارهٔ رخسارهٔ زردم

آن گونه، به یک جرعه چه مقدار شود سرخ؟

مجنون من آراسته صحرای جنون را

از فیض گل آبله ام خار شود سرخ

بزمی که تو از می، چو گل از پرده درآیی

از جام وصالت در و دیوار شود سرخ

ریزی به صنم خانه اگر رنگ تجلی

از خون برهمن رگ زنّار شود سرخ

گردد می لعلی عرق از چهرهٔ آلت

از عکس تو در آینه زنگار شود سرخ

آید به نظر چون رگ گل، تیر نگاهت

دل شد چو هدف، تا لب سوفار شود سرخ

کاود قلمم کان بدخشان جگر را

از گوهر من روی خریدار شود سرخ

زین باده که من کرده ام از پردهٔ دل صاف

بینید خدا را، رخ اغیار شود سرخ

چون تیغ حزین ، بس که چکد از قلمت خون

روی ورق ساده چو گلزار، شود سرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  2. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  4. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید
  7. شمارهٔ ۲۹۳صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۹۴سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.