پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح

پردهٔ دل ها درید، چاک گریبان صبح

عاشق بیدار یافت دولت دیدار را

دیدهٔ بیدار برد، فیض گلستان صبح

چون دم عیسی دهد، مرده دلان را حیات

مطلع صبح آیتی ست، آمده در شأن صبح

ظلمت شبها بلاست، عاشق مهجور را

زنگ ز دلها برد، چهرهٔ تابان صبح

درد جدایی بلاست، گر همه یک ساعت است

شمع شبستان گداخت از تف هجران صبح

زیب جبین ساخته، طرّهٔ شب رنگ را

ریخته آن مه لقا، مشک به دامان صبح

با دل چاک حزین ، صبح چها می کند؟!

شور قیامت بود چاشنی خوان صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  2. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  3. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  4. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  6. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.