پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ

قاصد برسان مژدهٔ دیدار و دگر هیچ

هر مشکلی از دولت عشقت شده آسان

دل مانده، همین عقدهٔ دشوار و دگر هیچ

ما از طمع وصل تو در عشق گذشتیم

بگذر ز هم آغوشی اغیار و دگر هیچ

طرفی که من از عشق بتان بسته‌ام این است

در خاک برم حسرت دیدار و دگر هیچ

سهل است اگر چرخ نگردد به مرادم

محروم نگردد کسی از یار و دگر هیچ

مستی‌ست که درمان دل سوختهٔ ماست

ساقی برسان ساغر سرشار و دگر هیچ

برتاب حزین ، از دو جهان دیدهٔ دل را

عشق است درین دایره، درکار و دگر هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  2. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  3. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  4. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  5. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  7. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.