پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ

رهزن نزند قافلهٔ ریگ روان هیچ

حشمان تو مست می نازند، مبادا

قسمت نرسانند به خونین جگران هیچ

بر هم زن دلها نشود موی میانت

پا گر نگذارد سر زلفت به میان هیچ

درماندهٔ سامان تهی دستی خویشم

دردا که نگیرند ز عاشق دل و جان هیچ

گر جوهر خوی تو فتادهست ستمگر

با ما ز چه رو جور و جفا با دگران هیچ؟

نه رسم سلامی نه کلامی، نه پیامی

دل را خبری نیست از آن غنچه دهان هیچ

ناکامی وکام تو حزین ، نقش بر آب است

امید نبندی به جهان گذران هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
  2. شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  3. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  4. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  5. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  6. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  8. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.