پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ

آیا خبرت هست ز حال دل ما هیچ؟

از منتم آزاد، به عشق تو که دارم

دردی که نیفتد سر و کارش به دوا هیچ

نه کفر پذیرد سر زلف تو نه اسلام

در بندگی عشق تو شد طاعت ما هیچ

انصاف کساد است به بازار محبت

جانهای گرانمایه نیاید به بها هیچ

عاشق برد از بخت به دیوان که فریاد؟

بگسستن دل مشکل و امّید وفا هیچ

پیمانهٔ تسلیم شکسته ست خمارش

رندیکه ندارد خبر از درد و صفا هیچ

غوغای حزین است ز فریاد نظیری

بانگی که نباشد نکند کوه صدا هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
  2. شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
  3. شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  4. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  5. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  6. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  7. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.