پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟

با نرگست، به ساغر و مینا چه احتیاج؟

قامت نهال و چهره گل و طره یاسمین

گلشن تویی، تو را به تماشا چه احتیاج؟

خون هزار دل ز لبت موج می زند

لعل تو را به بادهٔ حمرا چه احتیاج؟

از جان گذشتگان به جهان ناز می کنند

عشاق خسته را به مسیحا چه احتیاج؟

لعلت مرا به بوسه تواند غنی کند

بذل کریم را به تمنا چه احتیاج؟

سرمایه ی دوکون به هرگوشه باخته ست

با خواجه، رند بی سر و پا را چه احتیاج؟

بیرون منه ز دایره ی خود قدم حزین

داری دل گشاده، به صحرا چه احتیاج؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
  2. شمارهٔ ۲۸۲ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
  3. شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
  4. شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  5. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  6. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  7. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  8. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.