پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

تن سختی کشم نزار دل است

کمر کوه زیر بار دل است

دل از آن طرّه در پریشانی است

سر این فتنه در کنار دل است

نکند ناوک دعا اثری

گره مدّعا، به کار دل است

چشم تا کار می کند ما را

گل اشک است و نوبهار دل است

چمن عشق را خزانی نیست

گل پاینده، خار خار دل است

عرق شرم ابر، از دریاست

دیده تا هست شرمسار دل است

صف دشمن، زبان بسته شکست

لب خاموش ذوالفقار دل است

می گدازد چو رشتهٔ گوهر

ناتوانی که زیر بار دل است

ز دم، آیینه پاس دار حزین

نفس پاک هم غبار دل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸هر چه بستیم و گشودیم عبث
  2. شمارهٔ ۲۷۹با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟
  3. شمارهٔ ۲۸۰ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ
  4. شمارهٔ ۲۸۱نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
  5. شمارهٔ ۲۸۲ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
  6. شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
  7. شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  8. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.