پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت

این عقده را به ناخن مشکل گشا گذاشت

پنداشت چون سپند،که میدان آتش است

هرجا به سینه، شعلهٔ داغ تو، پا گذاشت

صرف لب تو کرد قضا، صاف رنگ و بو

دردی که ماند در قدح غنچه وا گذاشت

در زیر سنگ، سبزه سبک بارتر از اوست

هرکس به دوش، منّت نشو و نما گذاشت

گام نخست وحشت مجنون به گرد رفت

راهی که شور عشق، مرا پیش پا گذاشت

ناید برون چو فاخته از طوق بندگی

زلفت ز حلقه ای که به گوش صبا گذاشت

نبود حزین ، کم از رگ ابر گهر نثار

هر خامه ای که مصرع رنگین به جا گذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴نسرین به چمن برندمد گر بدن این است
  2. شمارهٔ ۲۷۵تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
  3. شمارهٔ ۲۷۶تن سختی کشم نزار دل است
  4. شمارهٔ ۲۷۷خورشید به حسن یار من نیست
  5. شمارهٔ ۲۷۸هر چه بستیم و گشودیم عبث
  6. شمارهٔ ۲۷۹با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟
  7. شمارهٔ ۲۸۰ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ
  8. شمارهٔ ۲۸۱نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.