پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

نسرین به چمن برندمد گر بدن این است

از غنچه صبا دم نزند گر دهن این است

یک دیده جلا یافته از نکهت یوسف

صد دیده کند روشن، اگر پیرهن این است

خال از خم آن زلف نمودی و نهفتی

بنما که جگر خون کن مشک ختن این است

گرد سر آن طره، چمن سیر تذروی

پر میزد و می گفت: غریبان، وطن این است

بی باده حزین از می گفتار تو مستیم

پیمانه بپیما که شراب کهن این است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶تن سختی کشم نزار دل است
  2. شمارهٔ ۲۷۷خورشید به حسن یار من نیست
  3. شمارهٔ ۲۷۸هر چه بستیم و گشودیم عبث
  4. شمارهٔ ۲۷۹با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟
  5. شمارهٔ ۲۸۰ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ
  6. شمارهٔ ۲۸۱نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
  7. شمارهٔ ۲۸۲ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.