پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است

فسون دوستیم با تو بی وفا عبث است

دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شد

تسلّیم به نگه های آشنا عبث است

به هرزه، داد به دیوان آسمان نبری

که پیش مدّعیان عرض مدّعا عبث است

چنان که گشته تو را شیوه، پاس بوالهوسان

شکایتم به تو بیگانه آشنا، عبث است

بد از رفاقت نیکان نکو نخواهد شد

سموم را سر همراهی صبا عبث است

زبان تیغ به نرمی نمی شود کوتاه

ملایمت به حریفان بی حیا عبث است

تلاش دولت اکسیر رنگ زرد حزین

نگشته تا مس قلب تو کیمیا عبث است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰تا نقش خط آن آینه رخسار کشیده ست
  2. شمارهٔ ۲۷۱غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت
  3. شمارهٔ ۲۷۲کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت
  4. شمارهٔ ۲۷۳خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت
  5. شمارهٔ ۲۷۴نسرین به چمن برندمد گر بدن این است
  6. شمارهٔ ۲۷۵تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
  7. شمارهٔ ۲۷۶تن سختی کشم نزار دل است
  8. شمارهٔ ۲۷۷خورشید به حسن یار من نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.