پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

عشق است به دل شور بیابان قیامت

بر داغ نگون کرده نمکدان قیامت

ناصح، تو به رسوایی ما پرده مپوشان

این چاک گذشته ست ز دامان قیامت

در سنگ چه مقدار بود جلوه شرر را

تنگ است به مجنون تو میدان قیامت

امروز برد شورش دل رونق فردا

برچیده شد از عشق تو دکان قیامت

چون غنچه کشیده ست حزین ، سر به گریبان

از خجلت دیوان تو، دیوان قیامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰آزادی ما از غم کونین کران داشت
  2. شمارهٔ ۲۶۱رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست
  3. شمارهٔ ۲۶۲گل بی تو مرا به دیده خار است
  4. شمارهٔ ۲۶۳فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
  5. شمارهٔ ۲۶۴بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست
  6. شمارهٔ ۲۶۵برآ از خویش زاهد، وقت شبگیر خرابات است
  7. شمارهٔ ۲۶۶بار ستم یار، گران است و گران نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۷عشق اگر یار شود، سود و زیان این همه نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.