پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

دل در هوس نرگس مستانه اسیر است

مرغ حرم امروز به بتخانه اسیر است

چون آبله ام بود دلی در کف و اکنون

در دست تو بد مست چو پیمانه اسیر است

مرغی نفتد بی طمع دانه به دامی

عنقای دل ماست که بی دانه اسیر است

فریاد که این مرغ دل بال شکسته

در دام سر زلف تو چون شانه اسیر است

شوریده دلم بازگرفتار جنون شد

زنجیر بیارید که دیوانه اسیر است

مرگش مگر آزاد کند ورنه حزین را

خاطر به غم فرقت جانانه اسیر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
  2. شمارهٔ ۲۵۷الهی به قربان سرگشتگانت
  3. شمارهٔ ۲۵۸عشق است به دل شور بیابان قیامت
  4. شمارهٔ ۲۵۹هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
  5. شمارهٔ ۲۶۰آزادی ما از غم کونین کران داشت
  6. شمارهٔ ۲۶۱رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۲گل بی تو مرا به دیده خار است
  8. شمارهٔ ۲۶۳فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.