پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

تا شمع دل، افروخته بزم حضور است

داغ غم عشق و سر من آتش طور است

غم بر کمر مور، نهد کوه گران را

در کشور لاغربدنان کار به زور است

ترسم که شوی خرج ره ای عقل گران جان

پا در سفر عشق سبک دار، که دور است

ترک دو جهان گوی، اگر مرد فنایی

سامان سبکباری این راه، ضرور است

آن ملک که در زیر نگین داشت سلیمان

در حلقهٔ صاحب نظران دیدهٔ مور است

جز مرگ که شیرینی جان خاک ره اوست

هر آب چشیدیم درین بادیه شور است

عاشق نشود شیفته عشق مجازی

از شهد هوس ذائقه عشق نفور است

کی می زند از نشئه می موج پریزاد

بی مغز کدویی که پر از باد غرور است

در دوزخ هجران ز خیال تو حزین را

اندیشه بهشتی ست که جولانگه حور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷الهی به قربان سرگشتگانت
  2. شمارهٔ ۲۵۸عشق است به دل شور بیابان قیامت
  3. شمارهٔ ۲۵۹هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
  4. شمارهٔ ۲۶۰آزادی ما از غم کونین کران داشت
  5. شمارهٔ ۲۶۱رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست
  6. شمارهٔ ۲۶۲گل بی تو مرا به دیده خار است
  7. شمارهٔ ۲۶۳فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
  8. شمارهٔ ۲۶۴بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.