پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست

پیمانه لفظ و معنی رنگین، شراب اوست

دنبال شوخ چشم غزالی فتاده ام

چون آهوی رمیده، دلم در شتاب اوست

دستم اگر به طرف عنانش نمی رسد

خوناب اشک حسرت من، تا رکاب اوست

نوش از حدیث تلخ لبش جوش می زند

خون در دلم ز غنچهٔ رنگین عتاب اوست

آتش طبیعتی رگ جانم گرفته است

چون شمع، سوزم، از نگه شعله تاب اوست

کام حزین خسته به یک نوشخند داد

جان مست بادهٔ لب حاضر جواب اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  2. شمارهٔ ۲۵۱تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
  3. شمارهٔ ۲۵۲در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست
  4. شمارهٔ ۲۵۳می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
  5. شمارهٔ ۲۵۴دل در هوس نرگس مستانه اسیر است
  6. شمارهٔ ۲۵۵تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
  7. شمارهٔ ۲۵۶برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
  8. شمارهٔ ۲۵۷الهی به قربان سرگشتگانت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.