پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت

دود از سرم برآمد و اشک از کنار رفت

در پیچ و تاب حلقه آن زلف خم به خم

کاری که کرد، دست و دل من ز کار رفت

افسانه کم کنید که جوشید گریه ام

خوابم کنون ز دیده اختر شمار رفت

آشفته است حلقهٔ شوریدگان، مگر

حرفی از آن دو سلسلهٔ تابدار رفت؟

آتش ز ناله ام به خس آشیان فتاد

خاری که بود از چمنم یادگار، رفت

دیگر مگر میم چو سبو، در گلو کنید

دست من از کرشمهٔ ساقی ز کار رفت

ای ساده دل، وفای حریفان نظاره کن

گل ناکشیده ساغر خود را، بهار رفت

یک ره، گذر به خاک نشینان نمی کنی

عمرم چو نقش پا به ره انتظار رفت

زین جان بی نفس چه نوا خیزدت حزین

از ساز نغمهای نتراود، چو تار رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
  2. شمارهٔ ۲۵۴دل در هوس نرگس مستانه اسیر است
  3. شمارهٔ ۲۵۵تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
  4. شمارهٔ ۲۵۶برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
  5. شمارهٔ ۲۵۷الهی به قربان سرگشتگانت
  6. شمارهٔ ۲۵۸عشق است به دل شور بیابان قیامت
  7. شمارهٔ ۲۵۹هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
  8. شمارهٔ ۲۶۰آزادی ما از غم کونین کران داشت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.