پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت

در پرده مگر حسرت نازک بدنی داشت

آن فیض کجا رفت کز افشاندن زلفش

هر نافهٔ داغم، به گریبان ختنی داشت؟

نگذاشت به کار دل صدپاره، درستی

آن عهد که با طرهٔ پیمان شکنی داشت

هر تار به راهی رود از زلف حواسم

جمعیت احباب، پریشان شدنی داشت

در جیب گریبان، گل چاکی نفشاندم

تا سینه ام از غنچهٔ پیکان چمنی داشت

چشم از غم محرومی دیدار چه می کرد

گر فرصت یک ره، مژه بر هم زدنی داشت؟

از ضعف رسا، خانه نشینیم وگر نه

دیوانهٔ ما هر گذری، انجمنی داشت

بودش سخن از حسرت آب دم تیغت

در پیش تو آن روزکه زخمم دهنی داشت

از شوق تو دل خانه به دوش است وگر نه

درکوی غم، آواره ما هم وطنی داشت

بیکار نیارست کند دست مرا مرگ

بستد ز گریبان و به چاک کفنی داشت

عمریست حزین از نظرت رفت ونگفتی

درگاه صنم خانهٔ ما، برهمنی داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
  2. شمارهٔ ۲۴۷بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
  3. شمارهٔ ۲۴۸گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
  4. شمارهٔ ۲۴۹گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوست
  5. شمارهٔ ۲۵۰اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  6. شمارهٔ ۲۵۱تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
  7. شمارهٔ ۲۵۲در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست
  8. شمارهٔ ۲۵۳می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.