پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

اشک چشم من و شراب یکیست

دل گرم من و کباب یکی ست

بحر، بحر است و موج در تکرار

ذرّه بسیار و آفتاب یکی ست

نقش موهوم کارگاه وجود

صد هزار است و در حساب یکی ست

کفر و دین را چه فرق، با دوری

نور و ظلمت چو شد حجاب یکی ست

بشکن از بوسه ای خمار حزین

لب لعل تو و شراب یکی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
  2. شمارهٔ ۲۴۶کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
  3. شمارهٔ ۲۴۷بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
  4. شمارهٔ ۲۴۸گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
  5. شمارهٔ ۲۴۹گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوست
  6. شمارهٔ ۲۵۰اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  7. شمارهٔ ۲۵۱تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
  8. شمارهٔ ۲۵۲در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.