پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست

محتاج به رنج قدم و راحله ای نیست

بشاب اگر می روی ای لخت دل از جای

امروز به از اشک روان قافله ای نیست

ماییم که از چرخ ننالیم وگر نه

این جام به اندازهٔ هر حوصله ای نیست

کی سر زند از جیب بیابان محبت

بر تارک خاری که گل آبله ای نیست؟

از دودهٔ ارباب کرم فیض رسانی

جز تاک درین کهنه سرا سلسله ای نیست

قدر گهر و سنگ به میزان تمیز است

گر خوار شدستم، ز عزیزان گله ای نیست

خود گوش کن امروز حزین آنچه سرایی

جز فهم سخن سنج، سخن را صله ای نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت
  2. شمارهٔ ۲۴۵یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
  3. شمارهٔ ۲۴۶کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
  4. شمارهٔ ۲۴۷بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
  5. شمارهٔ ۲۴۸گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
  6. شمارهٔ ۲۴۹گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوست
  7. شمارهٔ ۲۵۰اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  8. شمارهٔ ۲۵۱تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.