پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

کون و مکان به زیر نگین قناعت است

مور مرا به ملک سلیمان چه حاجت است

جوش گل است و شارع میخانه بسته نیست

صوفی، به خانقاه نشستن حماقت است

در پای خم سجود سحرگاهم آرزوست

برخیز ای حریف که هنگام طاعت است

زاهد، به آب تیغ گلو تر کن و ببین

کوثر کجا به لذت شهد شهادت است

گلشن کسی به گوشه گلخن نمی دهد

رفتن به جنت از سرکویت شناعت است

با خلق روزگار به شفقت مدار کرد

آری حزین خسته سزای ملامت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
  2. شمارهٔ ۲۴۰مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است
  3. شمارهٔ ۲۴۱تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
  4. شمارهٔ ۲۴۲از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
  5. شمارهٔ ۲۴۳اشک چشم من و شراب یکیست
  6. شمارهٔ ۲۴۴چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت
  7. شمارهٔ ۲۴۵یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
  8. شمارهٔ ۲۴۶کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.