پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟

نگه حیرت آیینه به زیبایی کیست؟

دل دیوانهٔ ما را که به صحرا سر داد؟

نفس سوخته، در بادیه پیمایی کیست؟

کس نمی پرسد از این جلوه پرستان امروز

که قد صبح، علم گشته ی رعنایی کیست؟

صف مژگان بتان را همه بر هم زده ایم

دلم افشردهٔ سر پنجهٔ گیرایی کیست؟

شمعها دامن جان را به میان بر زده اند

در شبستان جهان، انجمن آرایی کیست؟

خانه بی خانه خداوند نگردد معمور

زیب دیر و حرم از جلوهٔ هر جایی کیست؟

گر فشارد دل ما در قدح بوالهوسان

سخن از چون و چرا زَهره ی گویایی کیست؟

می پرد دیده ی صاحب نظران چون اختر

تا غبار ره او سرمهٔ بینایی کیست؟

سرفرازان همه این داعیه در سر دارند

خم چوگان تو تا با سر سودایی کیست؟

کس نپرسید حزین از نی آتش نفست

که گلو سوز نوای تو ز گویایی کیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
  2. شمارهٔ ۲۴۲از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
  3. شمارهٔ ۲۴۳اشک چشم من و شراب یکیست
  4. شمارهٔ ۲۴۴چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت
  5. شمارهٔ ۲۴۵یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
  6. شمارهٔ ۲۴۶کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
  7. شمارهٔ ۲۴۷بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
  8. شمارهٔ ۲۴۸گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.