پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

زاهد از ساغر شراب گریخت

شب پر، از نور آفتاب گریخت

مرد میدان عشق، عقل نشد

صعوه از صولت عقاب گریخت

تاب قید جنون نداشت، خرد

نامقیّد ز احتساب گریخت

وحشت آرد سرای ویرانه

دلم از سینهٔ خراب گریخت

شمع نبود حریف خلوت ما

زین شب تیره ماهتاب گریخت

از دل و دیدهٔ خراب مپرس

بی تو آرام رفت و خواب گریخت

شب هجران رسید چون به سرم

به شتاب از سرم، شباب گریخت

صبر تاب نگاه تلخ نداشت

ناجوانمرد، از عتاب گریخت

آتشین روی من نقاب گشود

صدف دیده ام در آب گریخت

بوالهوس دور خط کرانه گرفت

عامل دزد از حساب گریخت

خامه دمساز ساز عشق نشد

زخمه از تار این رباب گریخت

دود آهم علم حزین افراشت

آفتاب سبک رکاب گریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
  2. شمارهٔ ۲۳۹هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
  3. شمارهٔ ۲۴۰مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است
  4. شمارهٔ ۲۴۱تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
  5. شمارهٔ ۲۴۲از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
  6. شمارهٔ ۲۴۳اشک چشم من و شراب یکیست
  7. شمارهٔ ۲۴۴چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت
  8. شمارهٔ ۲۴۵یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.