پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

حیرانی من محرم آن روی چو ماه است

این دیده چراغی ست که بی دود سیاه است

رونق ده حسن است فراوانی عاشق

آرایش رخساره ی شه، گرد سپاه است

دل خانه تهی کرده ز خود، تا تو درآیی

چون حلقه ی در، دیده ی ما چشم به راه است

شاید که اثر شانه زند، زلف اجابت

تا پارهٔ دل در شکن طرهٔ آه است

تهمت به اجل بسته عبث مفتی ملت

بر محضر جانبازی ما عشق گواه است

صیاد مرا دیده ی من حلقه ی دامی ست

مژگان تماشا نگهان، مهر گیاه است

جایی که دهد پیر مغان جام صبوحی

عذریست تو را توبه، که بدتر ز گناه است

در دامن عزلت بشکن پای طلب را

غربال صفت عرصه ی گیتی همه چاه است

غم بار گشاید چو به سر وقت من آید

در ره گذرد هر که، دلم قافله گاه است

تلخی کش پیمانه ی مرد افکن عمرم

هر مو به تن خستهٔ من مار سیاه است

چون شمع دل و دیده کدام است حزین را

چشم و دل عاشق همه اشک و همه آه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
  2. شمارهٔ ۲۳۵روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت
  3. شمارهٔ ۲۳۶زاهد از ساغر شراب گریخت
  4. شمارهٔ ۲۳۷کون و مکان به زیر نگین قناعت است
  5. شمارهٔ ۲۳۸لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
  6. شمارهٔ ۲۳۹هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
  7. شمارهٔ ۲۴۰مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است
  8. شمارهٔ ۲۴۱تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.