پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست

که آرزوی تو چون شعله در دل افتاده ست

چو نور در بصر و روح در دلی و هنوز

میان ما و تو صد پرده حایل افتاده ست

شهید کوی محبت شوم که هر گامی

هزار خضر در او، نیم بسمل افتاده ست

کسی که سجده به بیت الحرام عشق نکرد

ز قدر کعبه ی دیدار، غافل افتاده ست

ز یاد زلف تو، صد آرزو به دل گره است

که را به عشق چنین کار مشکل افتاده ست؟

حزین ، امید شفاعت زکس به حشر مدار

که عذر ما همه در گردن دل افتاده ست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶زاهد از ساغر شراب گریخت
  2. شمارهٔ ۲۳۷کون و مکان به زیر نگین قناعت است
  3. شمارهٔ ۲۳۸لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
  4. شمارهٔ ۲۳۹هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
  5. شمارهٔ ۲۴۰مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است
  6. شمارهٔ ۲۴۱تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
  7. شمارهٔ ۲۴۲از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
  8. شمارهٔ ۲۴۳اشک چشم من و شراب یکیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.