پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

گل خزان زده ام، زندگی ملال من است

شکسته رنگی من ترجمان حال من است

اگر به کعبه وگر دیر می گذارم گوش

حدیث حسن تو و عشق بی زوال من است

بود که در رمضان هر دمی دو عید کنم

خیال گوشه ی ابروی او هلال من است

به چشم دام تو ای عشق، ناتوان مرغم

اگر چه بیضه ی گردون به زبر بال من است

حزین ، نمی رود از مجلسم سخن بیرون

که روی صحبت من با زبان لال من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
  2. شمارهٔ ۲۲۹رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟
  3. شمارهٔ ۲۳۰برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
  4. شمارهٔ ۲۳۱ما را تن ضعیف به زندان عالم است
  5. شمارهٔ ۲۳۲حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
  6. شمارهٔ ۲۳۳در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است
  7. شمارهٔ ۲۳۴از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
  8. شمارهٔ ۲۳۵روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.