پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است

باده را در گل رخسار، ظهور دگر است

دل مشتاق و زبانِ اَرَنی گوی کجاست؟

ور نه هر سنگ درین بادیه طور دگر است

هرکه را کشور دل ملک سلیمانی شد

در نظر هر دو جهان، دیدهٔ مور دگر است

چه عجب گر رود از نالهٔ من کوه ز جا

بر لبم زمزمه ی عشق، زبور دگر است

نمک عشق به داغ تو حلال است حزین

که نمکدان سخن را ز تو شور دگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟
  2. شمارهٔ ۲۳۰برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
  3. شمارهٔ ۲۳۱ما را تن ضعیف به زندان عالم است
  4. شمارهٔ ۲۳۲حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
  5. شمارهٔ ۲۳۳در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است
  6. شمارهٔ ۲۳۴از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
  7. شمارهٔ ۲۳۵روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت
  8. شمارهٔ ۲۳۶زاهد از ساغر شراب گریخت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.