پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت

بوی گل و نسیم گلستان به ما نساخت

پروانه را در آتش سوزان چه زندگی ست؟

وصل تو چون مصیبت هجران به ما نساخت

در هیچ شهر و هیچ دیارم قرار نیست

صبح وطن، چو شام غریبان به ما نساخت

تنگ است جلوه گاه دو عالم به وحشتم

آرام شهر و شور بیابان به ما نساخت

عیسی نشسته است به بالین من خجل

آب و هوای کشور امکان به ما نساخت

ساکن، درای قافله ی ما نشد حزبن

در هجر و وصل، این دل نالان به ما نساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
  2. شمارهٔ ۲۲۸مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
  3. شمارهٔ ۲۲۹رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟
  4. شمارهٔ ۲۳۰برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
  5. شمارهٔ ۲۳۱ما را تن ضعیف به زندان عالم است
  6. شمارهٔ ۲۳۲حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
  7. شمارهٔ ۲۳۳در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است
  8. شمارهٔ ۲۳۴از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.